السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

209

تفسير الميزان ( فارسي )

گفتارى در نبوت خداى سبحان بعد از آنكه اين حقيقت ( يعنى وصف ارشاد مردم به وسيله وحى ) را در آيه مورد بحث و در بسيارى از موارد كلامش ذكر كرد ، از مردانى كه متكفل اين وظيفه‌اند تعبيرهايى مختلف كرده ، يعنى دو جور تعبير كرده ، كه كانه نظير تقسيم است يكى رسول ، و يكى هم نبى ، يك جا فرموده : « وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَداءِ » « 1 » . و جايى ديگر فرموده : « يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّه الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ » « 2 » . و معناى اين دو تعبير ، مختلف است ، رسول كسى است كه حامل رسالت و پيامى است ، و نبى كسى است كه حامل خبرى باشد ، پس رسول شرافت وساطت ميان خدا و خلق دارد ، و نبى شرافت علم به خدا و به اخبار خدايى . بعضىها گفته‌اند : فرق ميان نبى و رسول به عموم و خصوص مطلق است ، به اين معنا كه رسول آن كسى است كه هم مبعوث است ، و هم مامور ، به تبليغ رسالت ، و اما نبى كسى است كه تنها مبعوث باشد ، چه مامور به تبليغ هم باشد و چه نباشد . ليكن اين فرق مورد تاييد كلام خداى تعالى نيست ، براى اينكه مىفرمايد : « وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّه كانَ مُخْلَصاً وَكانَ رَسُولًا نَبِيًّا » « 3 » كه در مقام مدح و تعظيم موسى ع او را هم رسول خوانده ، و هم نبى ، و مقام مدح اجازه نمىدهد اين كلام را حمل بر ترقى از خاص به عام كنيم ، و بگوئيم ، معنايش اين است كه اول نبى بود بعدا رسول شد . و نيز مىفرمايد : « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ » « 4 » كه در اين آيه ميان رسول و نبى جمع كرده ، در باره هر دو تعبير به « ارسلنا » كرده است ، و هر دو را مرسل خوانده ، و اين با گفتار آن مفسر درست در نمىآيد . ليكن آيه : « وَوُضِعَ الْكِتابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَداءِ » « 5 » كه همه مبعوثين را انبيا

--> ( 1 ) سوره زمر آيه 69 ( 2 ) سوره مائده آيه 112 ( 3 ) به ياد آر در كتاب موسى را كه داراى اخلاص و مردى بود هم رسول ، و هم نبى . « سوره مريم آيه 51 » ( 4 ) ما قبل از تو هيچ رسولى و نبيى نفرستاديم ، مگر آنكه چنين و چنان شد . « سوره حج آيه 51 » ( 5 ) سوره زمر آيه 69